الشيخ أبو الفتوح الرازي
58
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
منعم بى آن تمام نشود ، چون اين نعمتها برترين همه نعمتهاست ، شكرش برترين شكرها باشد تا به حدّ عبادت رسد ، كه عبادت غايت شكر است . امّا « رحمن و رحيم » ( 1 ) : قومى گفتند : ( 2 ) به يك معنى است ، كندمان و نديم ، و سلمان و سليم ، و لهفان و لهيف . و معنى هر دو ذو رحمت باشد ، يعنى خداوند رحمت . و « رحمت » نعمت باشد ، براى آن كه رقّت قلب و شفقت كه به معنى خوف باشد از وقوع مضرّتى بر كسى ، بر خداى تعالى روا نيست ، براى آن كتاب خود را رحمت خواند . و باران را رحمت خواند ، و ( 3 ) معنى رحمت درست اين است ، چه تفسير او به ارادت خير و ترك عقوبت داخل است تحت اين كه ، خداى تعالى به اين جمله منعم است بر خلقان . امّا بر قول آن كه گفت : به يك معنى است ، عذر از تكرار به اختلاف لفظ خواست كه عرب چون لفظ مختلف شود ، روا مىدارند تكرار ، چنان كه شاعر گفت : و ألفى قولها كذبا و مينا و « كذب » و « مين » يكى باشد ، و چنان كه ديگرى گفت : و هند أتى من دونها النّأى و البعد و هر دو ، دورى باشد . امّا قول درست آن است كه : اين دو لفظ دو معنى دارد [ 11 - ر ] و اگر چه اشتقاق هر دو از رحمت است ، چه « رحمان » بليغتر است از « رحيم » ، كه « فعلان » بناى مبالغه بود چون : « سكران » و « غضبان » . پس ، « رحمان » ( 4 ) بليغتر است از « رحيم » و « رحيم » بليغتر است از « راحم » ، اين فرقى است من جهة اللَّفظ . امّا من جهة المعنى هم فرق است براى آن كه « رحمان » منعم باشد بر جملهء خلقان مؤمن و كافر ( 5 ) ، برّ و فاجر ( 6 ) ، مطيع و عاصى . و « رحيم » خاصّ رحمت كند ( 7 ) بر مؤمنان دون كافران . و لفظ « رحمان » ، اطلاق نكنند مگر بر خداى - عزّ و جلّ - و بيرون از خداى تعالى ، كس را « رحمان » اطلاق نكنند .
--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : قوله تعالى الرّحمن الرّحيم . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها هر دو . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها در . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : رحيم . ( 5 ، 6 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : بود .